انسان موجود عجیبی است. ظاهری دارد و باطنی. هم ظاهر او و هم باطن او یک پدیده خلق الساعه نیست و مربوط به عوامل مختلفی است که ممکن است تا میلیونها سال ریشه داشته باشند. به طور مثال ترس یک انسان از بعضی از موجودات در حالیکه شاید حتی در عمر خود هیچ تصادفی با آنها نداشته باشد ناشی از ریشههای عمیق روانی است که نه تنها مربوط به آن انسان زنده بلکه از صدها نسل قبل از او که دیگر هیچ اثری از آنها نیست باقی مانده باشد و درون او به صورت یک فوبیا ظهور کند. تمام رفتارها هم به همین صورت مربوط به امروز و یا دیروز نیستند، آنها هم ریشههایی در گذشته دارند که دریافت عمق آنها بسیار سخت است. رفتارهای انسانی نیز اشکال مختلفی دارند که آثار هنری و ادبی هم یکی از آنها است. وقتی یک اثر هنری و یا ادبی خلق میشود نباید نیروی خلق کننده آن اثر را تنها در ابعاد فزیکی و مادی هنرمند و یا ادیب و دانشمند خالق اثر جست. به طور مثال وقتی گفته میشود خالق اثر شام آخر کیست بلافاصله در ذهن نباید لئوناردو داوینچی را در ابعاد یک انسان هنرمند فرض نمود و سپس به تحلیل کار او پرداخت. در این مواقع عدهای هستند که تحت عنوان کارشناس و یا تحلیلگر سعی میکنند پیچ و خمهای موجود در بازتاب تفکر هنرمند در اثر هنری را واکاوی کرده و به صورت همه فهم در اختیار سایرین قرار بدهند.اینجا یک اشتباه بزرگ رخ میدهد و آن این است که آن تحلیلی که از اثر هنری وی میشود حتی اگر کارشناسانه به نظر بیاید تحلیلی با ابعاد تفکر تحلیلگر است در حالی که ممکن است هنرمند و تحلیلگر از دو زمان و مکان متفاوت باشند که درست شبیه به دو دنیای متفاوت است و تحلیل این تحلیلگر اصلاً نمیتواند متوازن باشد و ممکن است دارای اشکالات زیادی باشد. زیرا آن هنرمند در یک فضای
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی
در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران معاصر همواره یک تقابل رخ نمایی میکند و آن تقابل بین «سنت و مُدرنیته» است. این تقابل به این دلیل است که کشور ما ایران در قرن نوزدهم میلادی با پدیده مُدرنیته دفعتاً مواجه گشت و از سوی بزرگان سیاسی و فرهنگی سعی شد ایران غرق در آداب و رسوم سنتی وارد دنیای مُدرنی شود که در غرب مراحل آن با سرعت بسیار کمتری طی شده بود و جوامع غربی این زمان را داشتند که به آرامی از رسومات سنتی بعضاً مشکل ساز جدا شده و یا در آنها تغییر کارکرد ایجاد نمایند و رسومات سنتی مفید خود را نیز حفظ نمایند و حتی از مُدرنیته نیز رد شده و به دوران رویکرد به پُست مُدرنیسم وارد شوند. اما در کشورهای جهان سوم خاصه ایران پدیده مُدرنیته با شناب بالایی وارد کشور شد و یک دو دستگی بین سنت و مُدرنیته و طرفدران آنها ایجاد کرد که تاکنون ادامه داشته است. طرفداران مُدرنیته در ابتدای امر اکثر آداب و رسوم سنتی را به چشم موانعی در برابر مُدرنیستم میدیدند و طرفداران سنت که اکثراً از آن سود مادی میبردند مُدرنیته را به چشم اژدهایی که میخواست منافع آنها را نابود کند. البته امروزه با گذشت نزدیک به دو قرن از این تقابل نظریات دو گروه تعدیل شده است ولی همچنان ادامه دارد. سنت و مُدرنیسم وارد تمام ابعاد زندگی مردم ایران شد که ورزش هم یکی از آنها بود.ورزش در ایران پیشامُدرن به شکل و شمایل امروز نبود و عوامل زیادی در آن نقش داشت که محصول و یا بهتر بگویم معلول شرایط زمان و مکان دوران خود بوده است. ما در ایران پیشامُدرن شاهد ورزشهایی چون ورزش زورخانهای که خود شامل چندین ورزش به مانند کشتی و غیره بود و دیگر ورزشها به مانند جرید بازی، الک و دولک، هفت سنگ، زو (کبدی) و دیگر ورزشها بودهایم که ممکن اس
برچسب:
نویسنده: ماهان یوسفی